آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

53

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

در آن اقامت و قربانى مىكنند و بعضى از آن‌ها چنان در بلندى قرار دارد كه بدون استفاده از نردبام نمىتوان به آنجا رسيد . ما سه نفر به كمك يكديگر و در وضعى خطرناك از گردنه كوه ، سراشيبى تند بالا رفتيم ، در آنجا چهار دخمهء بزرگ را با محل‌هائى كه براى خوابيدن و نگهدارى آذوقه در دل كوه كنده بودند ديديم . در نهايت شگفتى گوش‌ماهى زيادى در دخمه‌هاى كنده شده در اين كوه سنگى مشاهده كرديم كه در برخى از نقاط كوه با شن و ماسه مخلوط شده بودند و چنين جنس خاك را هنگام بازگشت از ايران در تمام كوه‌ها و قله‌هاى كنار درياى خزر به چشم ديديم . در دهكده پيرماراس هيچيك از ايرانىها مجاز به شرب خمر نبودند ، بلكه فقط آب مىنوشيدند و از اين جهت نه‌تنها قوانين قرآنى شكسته نمىشد بلكه امكنه مقدس ياد شده نيز مورد هتك حرمت قرار نمىگرفت . در قسمت مقدم دهكده نزديك مقبره سيد ابراهيم در زيرزمين استخر بزرگ و عميقى به درازاى پنجاه و دو و پهناى بيست پا از سنگ‌هاى مكعب‌شكل به طرز عالى ساخته‌اند كه زمستان‌ها در آن برف ، يخ و آب گرد مىآورند و هنگام تابستان به علت كمبود آب نوشيدنى از آن براى خود و احشامشان استفاده مىكنند . بيست و نهم دسامبر به پيشنهاد خان مسئول تدارك آذوقه و اقامتگاه خود را جلوتر به شماخى فرستاديم تا آن دو را براى ما مهيا سازد . حوالى شب كه آماده حركت شده بوديم ، خان مأمورى را نزد ما فرستاد و خواهش كرد كه فقط يك شب ديگر در آنجا بمانيم ، زيرا منجم « 1 » وى پيش‌بينى كرده است كه اين روز براى پذيرفتن بيگانگان خوش‌يمن نيست . خان براى اين كه ما را نرنجانده باشد ، چهار كوزهء بزرگ شراب ، دو كيسه انار ، سيب ، گلابى ، به و شاه‌بلوط و براى هر يك از سفرا يك رأس اسب با يراق فرستاده بود . روز بعد يعنى سىام ، ساعت هشت به طرف شماخى ، جائى كه به طرز باشكوهى مورد استقبال قرار گرفتيم حركت كرديم .

--> ( 1 ) - Minatzim